حرفهای تکان دهنده

حرفهای تکان دهنده مینویسم که با خواندش تحولی در ان فردی که اینهارا مخوانه بگذارم

عکسی از خودم

 

 

[ چهارشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:4 ] [ محمود ]

[ ]

متهای برای سال نو

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به   

فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و  

 

پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ 

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است  

روز بازار گـــل و نسرین است 

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان  

 

بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را  

ساز بدارند ـ

دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید 

جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد 

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و 

 نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در  

چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ 

فروردین است و روز فـــرودین

شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن

ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده

کان باشــد رسم روز فـــرودیــن

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه  

 

 زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران ح ریر  

 

 پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *  

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند 


یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند 


یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم 


که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد 


یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم 


چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد
.
.
عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران 


باید اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم  

 

 

 سال نومي شود.زمين نفسي دوباره مي كشد.برگ ها به رنگ در مي آيند و گل ها لبخند مي زند و   

 

پرنده هاي خسته بر مي گردند و دراين رويش سبز دوباره...من...تو...ما...كجا  

 
ايستاده اييم.سهم ما چيست؟..نقش ما چيست؟...پيوند ما در دوباره شدن با كيست؟...زمين   


سلامت مي كنيم و ابرها درودتان باد و ...سال نو مبارك ...چون هميشه اميدوار وسال  

 


نومبارك...


.
لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید،... رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن 

 


روزهایت رنگارنگ 

 


باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه  

 

زمستان   

را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند  


و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو  


روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند ـ 



جشن فـــرخنده فـــرودیـن است  


روز بازار گـــل و نسرین است

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان   

بشارت میدهد تا از خواب  


سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش  

 

را ساز  


بدارند ـ

دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید 


جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد 



و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش   

عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه  


زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و  

 آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا
کنند ـ
 


فروردین است و روز فـــرودین 


شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن 


ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده 


کان باشــد رسم روز فـــرودیــن

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در   

سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه  


پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان  


پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ  


 


رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را 


میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را 


ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی 


خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را 



و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و باغ های خندان به بشارت عید بهار و  

 

خوشحالی 

 
جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی  


می طلبد و    

پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را  


که عشاق سرگردان به یاد   

چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان  


می پرستند فرا میخواند تا سختی   

های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار  


دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این   

سرود دلنشین همراز و هم صحبت با  


آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ 


 


ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی 


چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی 


خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی 


همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی


بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار

خبر بد به بوم و باز گذار

[ دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:18 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای قشنگ

 

 

 

گفته و ناگفته ای بس نکته ها کاینجاست 

 


آسمان باز
آفتاب زر
باغ های گل
دشت های بی در و پیکر
سر برون آوردن گل از درون برف
تاب نرم رقص ماهی در بلور آب
بوی عطر خاک باران خورده در کهسار
خواب گندمزارها در چشمه مهتاب
آمدن رفتن دویدن
عشق ورزیدن
در غم انسان نشستن
پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن
کار کردن کار کردن
آرمیدن
چشم انداز بیابانهای خشک و تشنه را دیدن
جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن
گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن
همنفس با بلبلان کوهی آواره خواندن
در تله افتاده آهوبچگان را شیر دادن
نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن
گاه گاهی
زیر سقف این سفالین بامهای مه گرفته
قصه های در هم غم را ز نم نم های باران شنیدن
بی تکان گهواره رنگین کمان را
در کنار بام دیدن
یا شب برفی  


پیش آتش ها نشستن
دل به رویاهای دامنگیر و گرم شعله بستن
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پا برجاست
گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست
ورنه خاموش است و خاموشی گناه ماست
پیر مرد آرام و با لبخند
کنده ای در کوره افسرده جان افکند
چشم هایش در سیاهی های کومه جست و جو می کرد
زیر لب آهسته با خود گفتگو می کرد
زندگی را شعله باید برفروزنده
شعله ها را هیمه سوزنده
جنگل هستی تو ای انسان
جنگل ای روییده آزاده
بی دریغ افکنده روی کوهها دامن
آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید
چشم ها در سایبان های تو جوشنده
آفتاب و باد و باران بر سرت افشان
جان تو خدمتگر آتش
سر بلند و سبز باش ای جنگل انسان
زندگانی شعله می خواهد صدا سر داد عمو نوروز
شعله ها را هیمه باید روشنی افروز 

 

 

دلم کوه صبر است آبش مکن

گرفتار رنج و عذابش مکن

بیا خانه قلب من مال تو

ولی مرد باش و خرابش مکن . . .

.

.

.

پله ها را بالا رفتم

پایین آمدم ،

عطرت یک جا

بَند نمی شود

.

.

.

لباس عید بپوش و میان شهر بیا

که عید بی تو فقط واژه ای ست در تقویم . . .

 

.

.

.

شراب چند سالِ است

نامت!؟

به زبان که می‌آورم

مست می‌شوم!

.

.

.

بند ناف روحـم

از تـــو بـــریـــدنـــے نـیـسـت

ایـن هـمـه تلـا ش مـکـن!

مـن ایـن نـارسـے را

دوسـت دارم…

بـه هـر قـیـمـتـــے !!!

.

.

.

خدایا کاسه ی صبرم کوچک نیست ، این غمها بزرگتر از دل هستند . . .

.

آموخته ام که خداعشق است .

.

وچه انتظار بزرگی است

اینکه بدانی

پشت هر “دوستت دارم”

چقد دوستت دارم…!

.

.

.

لحظات دوریت را با ساعت شنی می شمارم

اکنون یک صحرا گذشته است . . .

.

.

.

خدا را شکر بعد از اینهمه زندگی منم یه چیزی شدم

“فراموش”

.

.

.

نوازشگر خوبی نبودی

سفید شده

تار مویی را که قسم خوردی با دنیا عوضش نمیکنی . . .

.

.

.

تـو که نیستی

من به عکس هایت می نگرم

این همان تنفسِ مصنـوعی است . . .

.

.

.

یه هوایت بگو آنقدر به سرم نزند…

من ! سرم درد میکند…

.

.http://up.98ia.com/images/zc8x5dnnswtpm2pc5e2.jpg

.

گوش تلفن کر

“دوستت دارم ” را امشب

در گوش خودت

خواهم گفت !

.

.

.

من آنقدر دیوانه‌ام

که وقتی دورم میزنی

باز نگران تواَم،

سرت گیج نرود!

.

.

.

چیست از این خوبتر در همه آفاق کار

دوست به نزدیک دوست ، یار به نزدیک یار . . .

.

.

.

یه لیوان از تو اون کابینته بردار

+ خب.

- پرتش کن زمین.

+ خب.

- شکست؟

+ آره.

- حالا ازش عذرخواهی کن.

+ ببخشید لیوان. منظوری نداشتم.

- دوباره درست شد؟

+ نه…

- متوجه شدی . . .!!؟؟؟

.

.

.

بزرگترین روانشناسان دنیایند ، دو چشمت

این قدر که امیدوارم می کنند ، به زندگی . . .

.

.http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Namayesh16/11.jpg

.

لبانت قند مصری ، گونه هایت سیب لبنان را

روایت می کند چشمانت آهوی خراسان را

من از هر جای دنیا هرکه هستم عاشقت هستم

به مهرت بسته ام دل را ، به دستت داده ام جان را . . .

.

.

.

به من شلیک کن

حتی اگر به هدف هم نزنی

برایت خواهم مرد . . .

.

.

.

باور کن

“من” تنهاترین ضمیر دنیاست و “ او ” خوشبخت ترین ضمیر دنیا

چون “ تو ” را دارد . . .

.

.

.

سخت است

“او” کردنِ “تویى” که همه زندگى “من” بود !

.

54490874598458762470.

.

ﻫﻤــــﻮﻥ ‫‏ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻃﻮﻝ ﻣﯿﮑﺸﻪ

ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﻫﺎﻣﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ

ﻭ ﺑﻔﻬـــــــــﻤﻢ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺘﯽ

ﺍﻣـــــــﯿﺪﻭﺍﺭﺗﺮﯾﻦ ﺁﺩﻡ ﺩﻧﯿـــــــﺎﻡ

ﺑــــــﺎﻭﺭﮐﻦ . . .

[ جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 23:15 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای قشنگ

 نمی خواهم بجز من دوست دار دیگری باشی 


 نمی خواهم برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی 


 نمی خواهم صفای خنده ات را دیگری بیند 


 نمی خواهم کسی نامش به لبهای تو بنشیند 


 نمی خواهم به غیر از من بگیرد دست تودستی 


 نمی خواهم کسی یارت شود در راه این هستی

http://www.axgig.com/images/20030536582981022803.jpg

 

تنهایی آدمها ب عمق یه دریاست ولی برای پرکردنش یه لیوان محبت کافیست… 


هرجادلت شکست خودت شکسته هارو جمع کن,تاهرکس منت دست زخمیشوبه  

رخت نکشه!! 


هرک بااحساس باشدعاقبت خواهدشکست این جواب سادگیست… 


قصه اصحاب کهف یک شوخیست.اینجایک روزبخوابی همه توراازیادمیبرند… 


هواسردنیست!! 


ازیخ کردن های ماازسرسرمانیست 


 لحن بعضی ها زمستونیه!!..  

 

 http://www.axgig.com/images/06810566909705314653.jpg

 

 بیگناهی پای چوبه دارمیخندید., انگارنمی دانست دوره ی ضرب المثل ها تمام شده !! 


زندگی تنهاعبورنفس هانیست تداعی لحظه هایست ک ب یادهم میگذرد… 


خدایاساده ازخطاهایم بگذر,همان طورک ساده ازآرزوهایم گذشتی !! 


گاهی آدمای تنهاخیلی خوش شانسند….چون کسی رو ندارن ک ازدست بدن..!! 


آدم خوب قصه های من!! دلتنگت شده ام!!حجمش رامیخواهی ؟؟ 


 خداراتصورکن… 


آنقدرجایت خالیست ک هیچ گزینه ای آن راپرنمیکند

 

 http://www.axgig.com/images/81275480591826724809.jpg

مادربزرگـــــم همیشه میگفت : 

قلبت که بی نظم زد ، 


 بدون که عاشقی … 

اشکت که بی اختیار سرازیر شد ، 


 بدون که دلتنگی … 

شبت که بی خواب گذشت ، 


 بدون که نگرانی … 

روزت که بی شوق آغاز شد ، 


 بدون که ناامیدی … 

سینت که بی جا آه کشید ، 


 بدون که پُرحسرتی … 

دلت که بی دلیل گرفت ، 


 بدون که تنهائــــــی … 

امروز تو نیستی مادربزرگ ، 


 امّا … 


اما من به همهٔ اون حرفات رسیدم ! 


ایکاش قبل ِ رفتنت ، چارهٔ این وقتایی که 


 برام پیش بینی کردی رو هم میگفتــــــی … ! 

 

http://axgig.com/images/78165539457359782245.jpg 

 

 دلم یک بغل " تو " را می خواهد.


 که به جای تلاقی نگاه و سعی بر گریز بی امان


 مرا به اسم کوچکم صدا بزنی !


 و برای دقایقی نه چندان کوتاه


 به یک دونفره دوست داشتنی دعوتم کنی ،


 مرا تنگ در آغوش بکشی


 " آنقدر که نفسم را در نفست پیدا نکنم "


 کمی عقبم ببری


 به چهره ام خیره شوی ،


 و بی اختیار


 یک لب کشـــــــــدار از من فرو ببری


 همین !

 

 

 

http://mj6.persianfun.info/img/92/6/Namayesh16/11.jpg 

[ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ ] [ 14:22 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای قشنگ

حاصلضرب توان در ادعا مقداری ثابت است.

هرچه توان انسان کمترباشد ادعای اوبیشتراست.

وهرچه توان انسان بیشترشود ادعایش کمتراست.

ازهمین میترسم..آدم به کسی یا چیزی عادت کند.

وآن وقت ..آن کس یا آن چیز قالش بگذارد.

میلیون ها ومیلیاردها آدم توی این دنیا هستند.

و همه شان میتوانند بدون تو زندگی کنند.

آخه من بدبخت چرانمیتوانم....

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

می گویی دوست دارم زیر باران قدم بزنم.

اما وقتی باران می بارد چتر به دست میگیری.

میگویی آفتاب رادوست دارم.

اما زیر نور خورشید دنبال سایه میگردی.

میگویی بادرا دوست دارم.

اماوقی باد می وزد پنجره را می بندی.

حالا دریاب وحشت مرا وقتی میگویی دوستت دارم...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ترشحات خوبی هایت
به سنگین ترین نقطه قلبم رسیده است
سبک تر شده ام حالا،مثل پروانه
استشهاد سلولهای بدنم گواهی میدهد
به بیکران شدن روحم در انزوای جسمت
من در ترانه های تو غرق شده ام
جنگ دست و پایم بی فایده است
وقتی روحم را از چنگم در اورده ای
من با تو زنده ام یا مرده ؟

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 

http://ruhbakhsh.persiangig.com/image/4880224md.jpg

از اعماق رویاهایم ،فریادهایم را سکوت میکنم
تا در حقیقت بمیرد این جسد متحرک
 میان اینهمه دروغ های واقعی
زیر آوارهای باران مانده ام با چتر آهنی
 میشوید خوبی هایم ،را نمیبرد پلیدیهایم را ،
بس که سنگین شده ام سیل ها هم طرفم نمی آیند
بی تو من اینم نه کمتر نه بیشتر

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

آموخته ام که خدا عشق است

وعشق تنها خداست آموخته ام که وقتی نا امید میشوم 

خدا با تمام عظمتش

عاشقانه انتظارمیکشددوباره به رحمت او امید وار شوم

آموخته ام که اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم

خدا برایم بهترش رادر نظر گرفته است

آموخته ام که زندگی دشواراست

ولی من از او سخت ترم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


 

اسمانش را گرفته تنگ در اغوش   

 

ابر با ان پوستین سرد نمناکش   

 

باغ بی برگی روز و شب تنهاست،    

 

با سکوت پاک غمناکش  

 

ساز او باران ، سرودش باد  

 

اسمانش را گرفته تنگ در اغوش   

 

جامه اش شولای عریانیست   

 

ور جز اینش جامه ای باید  

 

بافته بس شعله زر تار پودش باد   

 

گو بروید یا نروید ، هر چه در هر جا که خواهد یا نمیخواهد   

 

 

باغبان و رهگذاری نیست  

 

زندگی را باید فهمید

باید با تمام وجود احساس کرد

زندگی را باید شست از غبار های کهنه

و از نو ساخت همانند بنایی با شکوه

زندگی را باید پذیرفت با تمام سختی ها

و انتهایش را از قله ها به پایین دست ها نگریست و گفت

«دوست دارم زندگی رو»

باید سبز زندگی کرد 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 23:7 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای قشنگ

  

 سلام مهربونم ،میدونم بنده خوبی نیستم،میدونم تنهام نذاشتی

میدونم با وجود گناهایی که داشتم همیشه مراقبم بودی

خدا جونم باز هم تنهام نذار،کنارم باش

الان بیشتر از قبل ازت انتظار دارم،چون به غیر از خودم

باید مراقب یکی دیگه هم باشی که ازم دوره ولی دلم باهاشه

جونم به جونش بنده،بیشتر از خودم یا هر چیز و هر کس دیگه ای دوسش دارم

یکی که به خاطر من غرورشو شکست و کاریو انجام داد

که دوست نداشت،خدا جونم اگه اون طوریش بشه من نمیتونم زنده بمونم

حالا حکمت کاراتو میفهمم کسی که مال من بود و عاشقم

برام فرستادی،قول میدم لیاقتشو داشته باشم

عشقم دوست دارم

خدا جون عاشقتم

 

عکس عاشقانه , عکس های عاشقانه 2014 , جدیدترین عکس های عاشقانه

دقایقی در زندگی هستند 


که دلت برای کسی آنقدر تنگ میشود که 


میخواهی او را از 


رویاهایت بیرون بکشی 


و در دنیای واقعی 


بغلش کنی....

 

عشقیعنی مستی ودیوانگی.

عشق یعنی با جهان بیگانگی....

عشقیعنی شب نخفتن تاسحر.

عشق یعنی سجده با چشمان تر.

عشقیعنی اشک حسرت ریختن.

عشقیعنی درجهان رسوا شدن.

عشق یعنی یک تیمم.یک نماز.

عشقیعنی عالمی راز ونیاز...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

جملات زیبا گیله مرد
...................و................ 
رفاقت مثل آدم برفی میمونه... 
درست کردنش راحت... 
اما نگه داشتنش سخته!

همیشه صدایی بود که مرا آرام میکرد، دستهایی بود که دستهای سردم را گرم میکرد

همیشه قلبی بود که مرا امیدوارم میکرد، چشمهایی بود که عاشقانه مرا نگاه میکرد

همیشه کسی بود که در کنارم قدم میزد ،احساسی بود که مرا درک میکرد.

حالا من و مانده ام یک دنیای پوچ ، نه صداییست که مرا آرام کند و نه طبیبیست که مرا درمان کند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

به سلام ها دل نمی بندم

از خداحافظی ها غمگین نمی شوم

دیگر عادت کرده ام به تکرار یکنواخت

دوری و دوستی خورشید و ماه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

میگن عاشقا عشقشون رو خوشگل میبینن.

این دفعه که دیدمت خیلی خوشگل شده بودی؟

نمیدونم هردفعه تو خوشگل تر میشی....

یا من عاشق تر....؟؟؟؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

[ جمعه دهم بهمن ۱۳۹۳ ] [ 21:36 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای برای تشکر از بدرومادرم

 

  

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه می کردیم که  

ساعت ها با دست مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته  

شده بود .
من و برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم  

، هم جارو برقی. 


چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل  

کنم یهو به خودم اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع  

کردم . . .

    

 تکیه گاهی است که بهشت زیر پایش نیست . . . 


اما همیشه به جرم پدر بودن باید ایستادگی کند و با وجود همه مشکلات ، به تو  

لبخند زد تا تو دلگرم شوی . . .

که اگر بدانی چه کسی کشتی زندگی را از میان موج های سهمگین روزگار به ساحل 

 آرام رویاهایت رسانده است ؛ ” پدرت “را می پرستیدی

    

در خانه باز شد ، کودک شادمان به سمت در دوید ، مرد باز هم دست خالی به خانه   

آمده بود . کودک نگاهی به چشمان شرمسار پدر انداخت . سپس دستان پدر را گرفت 

 تا دیگر خالی نباشد . . . 


به سلامتی اون بابایی که نمیخواد شرمنده خونوادش بشه 


به سلامتی اون بچه ای که نمیخواد شرمندگی پدرشو ببینه . . 

     

داشتم با پدرم جدول حل میکردم که گفتم : پدر نوشته دوست, عشق , محبت و چهار حرفیه . . .اتفاقا” دو حرف اولشم در اومده بود , یعنی ب و الف 


 یه دفعه پدرم گفت فهمیدم عزیزم میشه بابا . .


با اینکه میدونستم بابا میشه ولی بهش گفتم نه اشتباهه . . . 


گفت ببین اگه بنویسی بابا عمودیشم در میاد . . . 


تو چشام اشک جمع شده بود و گفتم میدونم میشه بابا ولی . .  

.
اینجا نوشته چهار حرفی . . .

ولی تو که حرف نداری . . . !!! 

 

      

یادم میاد بچه که بودم بعضی وقت ها با برادرم یواشکی بابامو نگاه می کردیم که ساعت ها با دست  

مشغول جمع کردن آشغال های ریزی بود که روی فرش ریخته شده بود . 


من و برادرم حسابی به این کارش می خندیدیم چون می گفتیم ما که هم جارو داریم ، هم جارو برقی. 


چند روز پیش که حسابی داشتم با خودم فکر میکردم که چه جوری مشکلاتم رو حل کنم یهو به خودم  

اومد دیدم که یک عالمه آشغال از روی فرش جلوی خودم جمع کردم . .  

       

پسرم بزرگ شدی / لالایی هام یادت نره
چه قدر برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
چقدر نوازشت کنم / تا تو به باور برسی
این دو تا دستای منه / تو اون روزای بی کسی
وقتی مامان قصه هات / خم شده پیش روی تو
اگه چروک صورتم / می بره آبروی تو
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
اون که تو اوج خستگیش
/ خنده رو لباش بودی
شب که به خونه می رسید / سوار شونه هاش بودی
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
لالا لالا گلکم / لالایی کن دلبرکم
خواب پریشون نبینی / ای غنچه بانمکم
لالا لالا گلکم / لالایی کن پسرکم
چشماتو گریون نبینم / گریه نکن دردونکم
لالایی هام یادت نره / لالایی هام یادت نره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
بذار برات قصه بگم / دوباره خوابت ببره
مامان اگه دلش پره / از دست دنیا دلخوره
امون زندگیش تویی / وقتی که غصه میخوره 

 

[ یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۳ ] [ 16:1 ] [ محمود ]

[ ]

متنهای برای بروردگارم

 

پروردگارا
پناهم باش تا مظلوم روزگار نباشم !
رهایم نکن تا اسیر دست روزگار نگردم !
یاورم باش تا محتاج روزگار نباشم !
بال و پرم باش تا که مصلوب این روزگار نگردم !
همدمم باش تا که تنهای روزگار نباشم !
کنارم بمان تا که بی کس روزگار نگردم !
مهربانم بمان تا به دنبال روزگار نامهربان نباشم !
عاشقم بمان تا عاشق این روزگار پست و بی حیا نگردم !
و خدایم باش تا بنده این روزگار نباشم ! 

 

چشمه ها در جاری شدن و علف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله ها و دریا ها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و همه ی انسان ها با عشق …
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
و حتی من نباشد …
اما نباشد لحظه ای که در قلبم”عشق” نباشد ! 

 

نداشته ها و تنهایی های کوچک با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند
نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا …
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم …
شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست …
هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت …
و به دستان خالی ات نگاه نکن ، تو فقط خانه ی دلت را برایش نگهدار ، اسباب پذیرایی با اوست … 

 

بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود
بیخودی حرص زدیم سهم مان کم نشود
ماخدا را با خود سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم
ما به هم بد کردیم ، ما به هم بدگفتیم
ما حقیقتها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم
روی هرحادثه ای حرفی از پول زدیم
از شما میپرسم ما که را گول زدیم ؟ 

 

در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود :
یکی به دنبال پول
یکی به دنبال چهره دلکش
یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد
یکی به دنبال نان
یکی هم به به دنبال اتوبوسی !
اما دریغ ؛ هیچکس دنبال خدا نبود و خدا به دنبال همه …

[ جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ ] [ 21:59 ] [ محمود ]

[ ]

، عکس عاشقانه جدید