حرفهای تکان دهنده

حرفهای تکان دهنده مینویسم که با خواندش تحولی در ان فردی که اینهارا مخوانه بگذارم

 

 

عاشقانه متحرکعاشقانه متحرک

 

 

 

فصل جادویی

کودک زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن. و یک چکاوک در مرغزار نغمه سر

 

داد. کودک نشنید.او فریاد کشید: خدایا! با

 

 

من حرف بزن صدای رعد و برق آمد. اما کودک گوش نکرد. او به دور و برش

 

نگاه کرد و گفت خدایا! بگذار تو را ببینم

 

ستاره ای درخشید. اما کودک ندید. او فریاد کشید خدایا! معجزه کن نوزادی

 

چشم به جهان گشود. اما کودک نفهمید.

 

او از سر ناامیدی گریه سر داد و گفت: خدایا به من دست بزن. بگذار بدانم

 

کجایی.خدا پایین آمد و بر سر کودک دست

 

كشید. اما کودک دنبال یک پروانه کرد. او هیچ درنیافت و از آنجا دور شد

 

 

عکس عاشقانه فانتزی

 

 

آموخته ام که وقتی ناامید می شوم 

خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود

و عاشقانه انتظار می کشد که 

به رحمتش امیدوار شوم...


عاشقانه متحرکعاشقانه متحرک

ماها نیازی به کتاب‌های «تعبیر خواب» نداریم

یا ترس‌های‌مان را خواب می‌بینیم

یا نداشته‌های‌مان را...



عاشقانه متحرکعاشقانه متحرک

 

همیشه آرزوهایی که داری یه جا بنویس 

می دونی چرا ؟ 

چون خدا اونها رو یادش نمی ره

این مائیم که یادمون میره چیزهایی که الآن داریم 

آرزوی دیروزمون بوده که خدا بهمون داده

متحرک عاشقانه

                                            زندگی...

آدم ها را بدون اینکه

به وجودشان نیاز داشته باشی دوسـت بـدار . . .

کـاری که خـــــدا با تـو می کـند. . .!

 

در این شهر پر از صدای پای مردمی است 

که همچنان که تو را می بوسند"طناب دار را میبافند>

مردمی که صادقانه دروغ میگویند
عاشقانه متحرکعاشقانه متحرک

و 

خالصانه به تو خیانت میکنند>

در این شهر هرچه 

تنها تر باشی

پیروزتری!!!!!!!

 

 

 


 

 

 

متحرک عاشقانه

                                            زندگی...

 

 

این روزا عمر عاشقی دو روزه این روزا عمر عاشقی دوروزه

ایشالله پیر عاشقی بسوزه بلا به دور از این دلهای

عاشق که جمعه عاشق و شنبه فارغ گذاشته روی میز

من یک پوشه که اسم عشقهای بنده توشه زری پری

سکینه زهره ساراوجیه و ملیحه وثریا نگین و نازی و ثمین

ونسرین مهین و مهری پرند و پروین چهارده فرشته و سه

اختر دو لیلی و سه اشرف و دو اذز سفیدوسبزه و

گندمی و زاغی بلند و قهوه ای پر کلاغی هزار خانوم تو

این لیست با عده ای که اسمشون یادم نیست گذشت

که ان دوره ما که یکی بودخداو عشق ادما یکی بود نامه

مجنون به حضور لیلی میرسد اینترنتی و ایمیلی شیرین

میره میشینه پیش فرهاد روچمن پارک بهجت اباد زولفای

رودابه که دیگر بلند نیست پله که هسته نیازی به کمند

نیست تو کوچه غوغامیکنند ودعوا سر یک یوسف چهار

زلیخا نگاه عاشقانه بی فروغه اگه میگن عاشقتم دورغه

تو کوچهای غربی صناعت عشق و گرفتن از شما

جماعت کجا شد ان ظرافت و کرشمه نگاه دزدکی کنار

چشمه کجاشدبه شونه تکیه کردن کنار جوی اب گریه

کردن دلای به افاده یادش بخیر و دلای بی افاده یادش

بخیر دخترای ساده یادش بخیر من از رکود عشق در

خورشم من از رکود عشق در خورشم اگردروغ میگم بزن

تو گوشم قلب هیچ کس بی ریانیست حجو حیاتو چشم

ادما نیست کشته دلبرندوارتباطش فقط برای برخی از

نگاهش پرنده پر کلاغه پر صداقت از وجود ادما به دلا

قسم بخور اگر مردی دلا قسم بخور اگر مردی که دیگه

گرد عاشقی نگردی ما تو صحبت روک و راستیم داداش

عشق اگر اینه ما نخواستیم داداش حال کزائی به شما

ارزانی عشق بی ریا به شما ارزونی زدم تو خالتون

دوباره اخ جون زدم تو خالتون اخ جون حسابی حالتون

گرفته شد ها  اینا که من میگم همش شعاره عشق و

محبت که شاخ و دم نداره مهم فقط نحوه ای ارتباطه اینه

که اینقدر درسرش بساته نازو ادعا همیشه بوده جونم

حجب وحیاهمیشه بوده جونم ادعکس متحرک عاشقانهمو تو فعکس متحرک عاشقانهکر وخیال گعکس متحرک عاشقانهذاشتن

 

وقت قرار ادم قال گذاشتن وعده این که من زنتو میشم و

وصله چاک پریهن تو میشم حرفهای داغ و پخته و تنوری

چه از طریق نامه یا حضوری همیشه بوده ت عشق حاضر

همینه خوب به قول شاعر با اون همه قدوبالاوقربون بااون

همه قول و قرارو پیمون که با من غم زده داشتی و رفتی

تو کوچتون باز منو کاشتی و رفتی چقدر مونده بی

حساب وکتاب نامه لا کتاب مانده بی جواب چقدر

وعدهای بی جواب چقدر تو کوچه عرض اندام چقدر

حرفهای عاشقانه چقدر اه وناله شبانه چقدر و گریه های

تو پستو چقدر وصل خالو وابرو چقدر دزدکی سرک

کشیدن چقدر فوش ناسزا شنیدن چقدر خوابهای خوب

شیرین چقدر بعد از خواب ناله و نفرین خلاصه عشق و

عاشقی همیناست اما تو تعریفش همیشه دعواست

 عکس عاشقانه متحرک

اگر دلت تپیت ولایق شدی

اگر دلت تپیت ولایق شدی

عزیزم من بدون که عاشق شدی

 

 

عکس متحرک عاشقانه و زیبا

 

 

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 14:40 ] [ محمود ]

[ ]


عکس متحرک عاشقانه 
 
ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
.
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
 
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
عکس متحرک عاشقانه گل
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
 
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
 
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
 
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد
 
عکس متحرک عاشقانه
 
یادمان باشد : وقتی کسی را به خودمان وابسته کردیم !
در برابر اشکهایش ؛
شکستن غرورش ،
لحظه های شکستنش در تنهایی و لحظه های بی قراریش ….
واگر یادمان برود !
 
در جایی دیگر سرنوشت یادمان خواهد آورد ،
واین بار ما خود فراموش خواهیم شد …
.
.

 

 

عکس متحرک عاشقانه

از تو میگذرم بی آنکه دیگر تو را ببینم ،
از تو میگذرم بی آنکه خاطره ای را از تو بر دوش بکشم ،
نمیخواهم دیگر طعمی را از عشق بچشم.
از تو میگذرم ، تویی که گذشتی از همه چیز ،
این را هم فراموش میکنم ، جای من در اینجا نیست!

ایـــن روزهــا
هــوا خیلـی غبــار آلــود اســت !
گـــرگ را از سـگ نمــی تــوان تشخیـص داد ،
هنگــامــی گــرگ را می شنــاسیـم :
کـــه دریـده شـده ایــم !!!
عکس متحرک عاشقانه
عجیب است!
وقتی از چشمانت اشک می آید ،
زیبا تر از همیشه میشوی
نمیدانم چرا وقتی چشمانت سرخ میشود
بیشتر عاشقت میشوم.
ای کاش سبب گریه ، ناراحتی نبود.
ای کاش نشانه ی غم ، اشک نبود.
کاش می شد گاهی برایم از شوق میگریست.
عکس متحرک
باید دستها را زیر چانه گذاشت
به وسعت قرنها
به حقیقت این واژه فکر کرد
بعد از “انسانیت” یک کامای بزرگ بگذار
شاید به کما رفته باشیم !


 

 

عکس متحرک عاشقانه

 

 


[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 21:2 ] [ محمود ]

[ ]

 

 

 

 

برای خــــ✘ــــودت زندگی کن و لذت ببر ...

به جهنم که رفـــ ـــ ــ ــــت ، بی لیـــــდــــاقت بود

کسی که تو را دوست داشته باشد ، با تو میماند

برای داشتنت میجنگـــــ۞ـــــد

اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای مـــ✿ــــیرود

رفت؟ ؟ ؟

به درکــــــــஜــــــــ....!+++

 

 

دلم تو را. . .

فقط و فقط تو را. . .

از میان این همه ضمیر میخواهد. . .همین

و باز هم تو نیستی حالا که باید باشی. . .

و این یعنی ته بدبختی من. . .(!)

 

 عکس متحرک عاشقانه

 

گناه کیست. . .

حــــــــــــــادثه ها؟

فاصــــــــــــــله ها؟

خاطــــــــــــــره ها؟

جاده های دور و دراز؟

یا. . .

دل مــــــــــــــــــــن. . .

که برای تو تنگ شده است. . .؟

 

 عکس متحرک عاشقانه

 

 

 

 

 

 


باز باران... بی ترانه... بی هوای عاشقانه

بی نوای عارفانه... درسکوت ظالمانه... خسته از مکر زمانه...

 غافل از حتی رفاقت... حاله ای ازعشق ونفرت...اشکهایی طبق عادت

 قطرهایی بی طراوت...روی دوش آدمیت...میخورد بربام خانه

 

 

 

 عکس متحرک عاشقانه

 

 

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 20:48 ] [ محمود ]

[ ]

 

این روزها من

خدای سکوت شده ام

خفقان گرفته ام تا

آرامش اهالی دنیا

خط خطی نشود...

اینجا زمین است

اینجا زمین است رسم آدمهایش عجیب است

اینجا گم که میشوی

بجای اینکه دنبالت بگردنن

فراموشت میکندد.........

دلتنگی چه حس بدی است....

تنهایی چه حس بدی است

کاش...

پاره ای ابر میشدم

دلم مهربانی می بارید

کاش نگاهم شرار نور میشد

اشتی میدادش

و

که دوست داشتن چه کلام کاملی است

و

من...

چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

 

بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته

آسمان پر باران چشم هایم

بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه

بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد

وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟

 

برای کسی که با میل خودش رفته

یک ثانیه دلتنگی هم حماقت محض است . . .

.

حقیقت همون چیزی هست که همگی به دنبالشیم

ولی واقعیت همون چیزی هست که همه بهش میرسند . . .

.

کاش می شد که شعار

جای خود را به شعوری می داد

تا چراغی گردد دست اندیشه مان . . .

سکه ها همیشه صدا دارند

اما اسکناس ها بی صدا

پس هنگامی که ارزش و مقام شما بالا میرود

بیشتر آرام و بی صدا باشید . . .

 

 

 

طولانی ترین قصه های پرغصه نیز ، بالاخره به پایان خواهند رسید

با چشمانی پر امید ، صبری لازم است

هیچ آسمانی نیز همیشه ابری نخواهد ماند



یک ترانه می تواند لحظه ای را تغییر دهد

یک ایده می تواند دنیایی را عوض کند

یک قدم می تواند سفری را آغاز کند

اما

یک دعا می تواند هر ناممکنی را ممکن کند

 

 

 

[ چهارشنبه هشتم مرداد 1393 ] [ 11:39 ] [ محمود ]

[ ]

آدما مترسک سر جالیز نیستن؛
که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛
پس
یه کم در مورد آدما منصف باش؛
تا مترسک یکی دیگه نشی …!
::
::
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
::

::
نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ام
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم
آموخته ام زندگی کنم

 

 

زندگی کن به شیوه خودت…
با قوانین خودت … !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند …
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی …
چه خوب … چه بد …
موضوع صحبتشان خواهی شد …!
پس زندگی کن به شیوه خودت …
چه خوب … چه بد …
::

::
این نیز بگذرد؛
مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی؛
مثل همه ی دوست داشتن هایی که؛
در ته صندوق خاک خورده ی زمان مخفی ماند؛
و هیچ کس نفهمیدشان؛
این نیز بگذرد، مثل زندگی …
::
::

میخواهم مدتی بخوابم!
نمی دانم چند روز؟
شاید روزی بیدارشوم
و دنیا به شکل دیگری باشد
و قلب آدم ها…
::
::
آدم هـا می آینـد….
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری ،
در حالـی کـه زنــده ای …
::

::

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ:
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ:
ﺯﻧﺪﮔــــﯽ، ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐــــــﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﻮ،
ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮد
::
::

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …
از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ….
میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه ……
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !
و این است بازی باهــم بودن…
::
::

::
::
دَم از بازی حکم میزنی!
دَم از حکم دل میزنی!
پس به زبان “قمار” برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!
باخت ِ زیبایی بود!
یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!
یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!
دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!

 

هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی ؛
شیر یا خط بنداز !
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه ،
یه دفعه بفهمی :
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط …
::
::
بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم !
نــسلی که دردش را ،
کیـبـوردها ..
پیامک ها ..
و ..
تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد …
::
::
ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
::
::
هـر چہ از دست میـرود بگذار بـرود …
چیـزی ڪہ بہ اِلتمـاس آلـوده باشد نمیخواهمـ …!
هـر چہ بـاشد حتی زنـدگی …!
::
::
با خطی زیبا در آخرین صفحه اش نوشته بود :
مراقب باش؛
دست روزگار هلت میده …
ولی قرار نیست تو بیفتی …
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی اوج میگیری …
به همین سادگی …
::
::
جایت را با دیگری پُر میکنند احساس … سیری چند؟؟!
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا !
دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت
دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا …!

::

 

 

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 2:11 ] [ محمود ]

[ ]

god[WwW.SmS.KamYab.Ir]

 

دخلشان را آوردند ؛

برای عده ای دخلی پر از خوبی ... و برای عده ای دیگر دخلی پر از بدی ...

دیر یا زود دخل ما را هم خواهند آورد ؛

مراقب باشیم دخلمان را از چه پر میکنیم ،

وگرنه واقعا دخلمان آمده...

 

خدایا ...

رمضان ماه مهمانی توست ...

سفره ات هر روزِ سال پهن بوده ،

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

از خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهم ...

شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

الهی شکر

 

رمضان ماه نزول رحمت

بار خدایا؛

وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛

ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ...

* امسال روزه می گیری؟

+ اگر خدا بخواهد ...

* من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟

+ همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند !

 

 

 دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست…
.
.
.
خوشا آن بنده با عهد و پیوند
که دارد بازگشتی با خداوند
به کام خویش اگر چندی رود راه
چو باز آید نیاز آرد به درگاه…
.
.
.
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه،
تمام مشکلاتو حل میکنه…
.
.
.
خدا تلفن ندارد، اما من با او صحبت میکنم
فیسبوک ندارد، اما من دوست او هستم
توییتر ندارد، اما من او را دنبال میکنم…
.
.
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد…
.
.
.
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد…
.
.
.
نیایش یعضی از ما آدم ها با خدا
و درخواست از او برای حضور در زندگیمان
مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند…

 

 

 

 

 

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 12:32 ] [ محمود ]

[ ]

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 15:31 ] [ محمود ]

[ ]

از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند

با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود، به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.

پس دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشند
 
 
آدم گاهی چه دلگرم می شود

به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛

به یک ” نتــــــــــــــــــــــــرس ” ،

به یک ” نـــــــــــــــــــــــوازش ” !

به یک ” آغـــــــــــــــــــــــوش” …
 
 
 
 

دلم کوچک است

کوچکتر از باغچه پشت پنجره...

اما آنقدر جا دارد تا برای کسی که دوستش دارم

نیمکتی بگذارم،برای همیشه

 
 
 
 

ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﻠـﺎﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺴﺌﻮﻟﯽ! 

مسئولى در برابر اشک هایش....

در برابر غم هایش....

در برابر تنهایش...

اگر روزى فراموش کنى دنیا به یادت خواهد آورد...  

 

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش

راه آسمان باز است ، پر بکش

او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را می خواند

اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 15:19 ] [ محمود ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه