حرفهای تکان دهنده

حرفهای تکان دهنده مینویسم که با خواندش تحولی در ان فردی که اینهارا مخوانه بگذارم

آدما مترسک سر جالیز نیستن؛
که وقتی واسه کلاغای دلت تکراری شدن عوضشون کنی؛
پس
یه کم در مورد آدما منصف باش؛
تا مترسک یکی دیگه نشی …!
::
::
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
::

::
نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ام
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم
آموخته ام زندگی کنم

 

 

زندگی کن به شیوه خودت…
با قوانین خودت … !!!
مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند …
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی …
چه خوب … چه بد …
موضوع صحبتشان خواهی شد …!
پس زندگی کن به شیوه خودت …
چه خوب … چه بد …
::

::
این نیز بگذرد؛
مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی؛
مثل همه ی دوست داشتن هایی که؛
در ته صندوق خاک خورده ی زمان مخفی ماند؛
و هیچ کس نفهمیدشان؛
این نیز بگذرد، مثل زندگی …
::
::

میخواهم مدتی بخوابم!
نمی دانم چند روز؟
شاید روزی بیدارشوم
و دنیا به شکل دیگری باشد
و قلب آدم ها…
::
::
آدم هـا می آینـد….
زنـدگی می کننـد
می میـرنـد و می رونـد …
امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو
آن هـنگـام آغـاز می شـود
کـه آدمی می رود امــا نـمی میـرد!
مـی مـــانــد
و نبـودنـش در بـودن ِ تـو
چنـان تـه نـشیـن می شـود
کـه تـــو می میـری ،
در حالـی کـه زنــده ای …
::

::

ﺑﻪ ﻣﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽ ﮔﻔﺘﻨــــﺪ:
ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻪ ﺷﻮﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ
ﺩﺭﺳـﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ:
ﺯﻧﺪﮔــــﯽ، ﺁﻧﻘــــﺪﺭ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ
ﮐــــــﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﻧﻮ،
ﺩﺭﺩ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯽﺷﻮد
::
::

کنــارت هستند ؛ تا کـــی !؟
تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند …
از پیشــت میروند یک روز ؛ کدام روز ؟!
وقتی کســی جایت آمد …
دوستت دارند ؛ تا چه موقع !؟
تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند ….
میگویــند : عاشــقت هســتند برای همیشه نه ……
فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام بشود !
و این است بازی باهــم بودن…
::
::

::
::
دَم از بازی حکم میزنی!
دَم از حکم دل میزنی!
پس به زبان “قمار” برایت میگویم!
قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!
باخت ِ زیبایی بود!
یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!
یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!
دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!

 

هر وقت بین دوتا انتخاب مردد بودی ؛
شیر یا خط بنداز !
مهم نیست شیر بیفته یا خط …
مهم اینه که اون لحظه ای که سکه داره رو هوا می چرخه ،
یه دفعه بفهمی :
دلت بیشتر میخواد شیر بیفته ، یا خط …
::
::
بـه فـــقـر ِ احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم !
نــسلی که دردش را ،
کیـبـوردها ..
پیامک ها ..
و ..
تـلفن هـــای ِ پـی در پـی مـی فهمـــنـد …
::
::
ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …
::
::
هـر چہ از دست میـرود بگذار بـرود …
چیـزی ڪہ بہ اِلتمـاس آلـوده باشد نمیخواهمـ …!
هـر چہ بـاشد حتی زنـدگی …!
::
::
با خطی زیبا در آخرین صفحه اش نوشته بود :
مراقب باش؛
دست روزگار هلت میده …
ولی قرار نیست تو بیفتی …
اگر بی تاب نباشی و خودت را به آسمان گره زده باشی اوج میگیری …
به همین سادگی …
::
::
جایت را با دیگری پُر میکنند احساس … سیری چند؟؟!
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا !
دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت
دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا …!

::

 

 

 

[ پنجشنبه دوم مرداد 1393 ] [ 2:11 ] [ محمود ]

[ ]

god[WwW.SmS.KamYab.Ir]

 

دخلشان را آوردند ؛

برای عده ای دخلی پر از خوبی ... و برای عده ای دیگر دخلی پر از بدی ...

دیر یا زود دخل ما را هم خواهند آورد ؛

مراقب باشیم دخلمان را از چه پر میکنیم ،

وگرنه واقعا دخلمان آمده...

 

خدایا ...

رمضان ماه مهمانی توست ...

سفره ات هر روزِ سال پهن بوده ،

ولی این روزها ، پذیرایی ها ویژه است ...

از خوان گسترده ات چشم و دلی سیر میخواهم ...

شکم سیر را هر روز قبل از رمضان مرحمت نموده ای ...

الهی شکر

 

رمضان ماه نزول رحمت

بار خدایا؛

وسوسه های نفس نگذاشت، جانم در نهر رجب تطهیر شود؛

از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم؛

ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ...

صحبت از گرمای هوا بود که به ماه رمضان رسید ...

* امسال روزه می گیری؟

+ اگر خدا بخواهد ...

* من هم می گیرم، ولی کدام پزشک این همه سختی را برای بدن تایید می کند؟

+ همان که وقتی همه پزشکان جوابت کردند ، برایت معجزه می کند !

 

 

 دلت که گرفت، دیگر منت زمین را نکش
راه آسمان باز است، پر بکش
او همیشه آغوشش باز است، نگفته تو را میخواند ؟
اگر هیچکس نیست، خدا که هست…
.
.
.
خوشا آن بنده با عهد و پیوند
که دارد بازگشتی با خداوند
به کام خویش اگر چندی رود راه
چو باز آید نیاز آرد به درگاه…
.
.
.
اون لبخندی که برای پنهان کردن دردت میزنی،
لبخند خداست به بنده اش
اون لبخندی هم که پشتش خدا باشه،
تمام مشکلاتو حل میکنه…
.
.
.
خدا تلفن ندارد، اما من با او صحبت میکنم
فیسبوک ندارد، اما من دوست او هستم
توییتر ندارد، اما من او را دنبال میکنم…
.
.
.
با خدا دعوا کردم با هم قهر کردیم فکر کردم دیگه دوستم نداره
رفتم تو رختخواب چند قطره اشک ریختم و خوابم برد
صبح که بیدار شدم مامانم گفت نمیدونی از دیشب تا صبح چه بارونی میومد…
.
.
.
تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم، نه خوشی ها را
زیرا خوشی آن است که تو می خواهی
و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد…
.
.
.
نیایش یعضی از ما آدم ها با خدا
و درخواست از او برای حضور در زندگیمان
مانند شیطنت بچه هایی است که در می زنند و فرار می کنند…

 

 

 

 

 

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 12:32 ] [ محمود ]

[ ]

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 15:31 ] [ محمود ]

[ ]

از انسانها غمی به دل نگیر. زیرا خود غمگینند

با آنکه تنهایند از خود می گریزند زیرا به خود، به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند.

پس دوستشان بداراگر چه دوستت نداشته باشند
 
 
آدم گاهی چه دلگرم می شود

به یک ” هستـــــــــــــــــــــم ” ؛

به یک ” نتــــــــــــــــــــــــرس ” ،

به یک ” نـــــــــــــــــــــــوازش ” !

به یک ” آغـــــــــــــــــــــــوش” …
 
 
 
 

دلم کوچک است

کوچکتر از باغچه پشت پنجره...

اما آنقدر جا دارد تا برای کسی که دوستش دارم

نیمکتی بگذارم،برای همیشه

 
 
 
 

ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻋﻠـﺎﻗﻪ ﻣﻨﺪ ﮐﺮﺩﯼ ﻣﺴﺌﻮﻟﯽ! 

مسئولى در برابر اشک هایش....

در برابر غم هایش....

در برابر تنهایش...

اگر روزى فراموش کنى دنیا به یادت خواهد آورد...  

 

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش

راه آسمان باز است ، پر بکش

او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را می خواند

اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 15:19 ] [ محمود ]

[ ]

لب پرتگاه دو نفر قرار دارن تو فقط میتونی یکیشون رو نجات بدی


 یکی که خیلی دوسش داری


و


یکی که خیلی دوستت داره

 

کدومشون رو نجات میدی...؟؟؟؟



imagesKCFfj.jpg

 

 

اروم  اروم به نبودنت عادت  میکنم

چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم 

دیگه به داشتن چشمهای پراز  حسزتم عادت  کردم

سهم منم همینه  تنهایی تنهایی تنهایی

انقدر این بغض گلومو سنگین کرده 

که حتی نمیتونم حرفامو اینجا  بنویسم

دیگه  بی هوا خندیدن رویاد گرفتم 

دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرقتم 

تو نگرانم نشو همه چیز رایاد گرفتم

یاد گرفتم چگونه باتو باشم

 

بی انکه تو باشی یاد گرفتم نفس بکشم

بی تو ...وبیاد تو

یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای باتو بودن

و جای خالی ات را با خاطرات بر کنم




باز هم که رفتی و تنهایی من سر به فلک کشیده است
باز هم که نیستی و اشکهایم سیل مانند مرا به زیر کشیده است
باز هم که سوختی و باز برای شمع شدن پشیمان شده ام
باز هم که یادت امانم را بریده است
باز هم که غصه دارم در قلب تاریکم از نبود تو
باز هم که نمیشنوم صدای دلنشینت را در خانه سوت و کورم
باز هم که گم شدی در خاطره ها وچشمم از دیدن عکس تو سیر نمیشود
سالهاست که رفتی ولی هر روز اینها را تکرار میکنم
شاید بشنوی ،بفهمی،احساس کنی
در واقعیت نه ولی انتظار امدنت در خوابم را که میتوانم داشته باشم
باز هم که بغض و بعد ..............مثل همیشه

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393 ] [ 12:32 ] [ محمود ]

[ ]

تنهایــے آבمــے را عــوض مے کنــב ؛

از تــو چیــزے مـے سازב که هیـچ وقــت نبــوבے . . .

گاهــے آنقـבر بـے تفـاوت مے شــوےکه פـتـے

اگر בر جایــے با هـــم בیـבیشـان פـتـے پلـک هــم نــزنــے !

لباسهــایت בیگـر به تــو نمــے آینـــב

ساعــت ها به یک آهنــگ تکــرارے گــوش مـے کنــے

و هیــچ وقــت آهنــگ را פـفـظ نمے شــوے

شـب ها علامـت ســوال هاے ذهنــت را مـے شمــارے

و آפֿـــر هــم تا صبـح بیــבارے

تنهـایــے از تــو آבمــے مــے ســازב کـه בیگـــر شبیــه "آבمــــــــ" نیســت . 

 

 

 

 

 

عکس متحرک عاشقانه و زیبا
تو مرا می فهمی...
من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است...
تو مرا می خوانی...
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند...
 
عکس متحرک پرنده
به اندازه ی گریه ی گنجشک دوست دارم! 
شاید این دوست داشتن کم به نظر بیاد اما یه چیزیو میدونی؟
گنجشکا زمانی که گریه میکنن میمیرن!
 
عکس متحرک عاشقانه
               گفتند ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺸﻖ ﭼﻴﺴﺖ
                                    ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻱ
                                                     ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﺍﺳﺖ

 


                                                        ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﭼﻴﺴﺖ
                                                                 ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ ﻭ ﺩﻳﻮﺍﻧﮕﻲ ﺍﺳﺖ

               ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻴﺴﺖ
                              ﮔﻔﺘﻴﻢ ﺁﻥ ﮐﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ ﺯﻳﺴﺖ

                                                           ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﻌﺸﻮﻕ ﮐﻴﺴﺖ
                                                                    ﮔﻔﺘﻴﻢ ﺁﻧﮑﻪ ﻻﻳﻖ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﻱﺍﺳﺖ

               ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﮐﻴﺴت
                                                          ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺷﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺟﺰ ﺗﻮ
                                                                                             ﮐﺴﻲ ﻧﻴﺴﺖ
 
متحرک ( آسمان )
هرگز نبايد بپرسيم : چرا خداوند اين را بر من نازل كرده است ؟

اما مي توانيم بپرسيم : خداوند از من مي خواهد با اين چه كنم ؟

برنامه ي خداوند كامل است و هر چه روي مي دهد بهترين است .

در برنامه ي الهي هيچ خطايي وجود ندارد
و براي كسي كه به آن ايمان داشته باشد همه چيز به خوبي پيش مي رود .
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را
میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
 
عکس متحرک ( انیمیشن )
وقتی عشقت تنهات گذاشت نگران خودت نباش که بعد از اون چیکار کنی
شرمنده ی دلت باش که بهت اطمینان کرد !
عکس متحرک عاشقانه
سعی نکن بفهمی کدوم ستاره قشنگ تره ،
سعی کن بفهمی پیش کی قشنگ ترین ستاره ای
عکس عاشقانه متحرک
اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش...
اگه گوش هات پرسید بگو نشنیدمش...
اگه دستت لرزید بگو مال سرماست...
اما اگه دلت لرزید به خودت دروغ نگو ""دوستش داری""
عکس متحرک عاشقانه
                سهل است بگویم  که  گرفتار  تو هستم
                                                                   من  در پی این حادثه غمخوار تو هستم
                هر چند که تو دور از منی و من ز تو دورم
                                                                   بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم
عکس عاشقانه متحرک
یه نفر یه جایی تمام رویاهاش تویی
وقتی به تو فکر می کنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت دلت گرفت این حقیقت رو به یاد داشته باش
که یه نفر یه جایی بی قرارته
عکس متحرک زیبا
كاش سلامي بودم در دهان كودك شرمنده اي
كاش گلي بودم كه تقديم به دل شكسته اي مي شد
كاش عطري بودم سر مزار عزيز از جان باخته اي
كاش شبنم بودم و روي گل ها را مي پوشاندم
كاش دل هايمان از سنگ نبود
و
كاش اين كاش ها هرگز نبود
عکس متحرک
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ،
و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ،
بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم
گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر
عکس متحرک
چشمانت را براي زندگي مي خواهم
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم
دلت را براي عاشقي مي خواهم
صدايت را براي شادابي مي شنوم
دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم
عطرت را براي مستي مي بويم
خيالت را براي پرواز مي خواهم
و خودت را نيز براي پرستش
 
عکس متحرک زیبا
دوري ما از خدا و حكمتهاي خدا براي ما.....
گفتم: خداي من، دقايقي بود در زندگانيم که هوس مي کردم سر سنگينم را که پر از دغدغهء ديروز بود و هراس فردا بر شانه هاي صبورت بگذارم، آرام برايت بگويم و بگريم، در آن لحظات شانه هاي تو کجا بود؟
گفت: عزيز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگي که در تمام لحظات بودنت بر من تکيه کرده بودي، من آني خود را از تو دريغ نکرده ام که تو اينگونه هستي. من همچون عاشقي که به معشوق خويش مي نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.
گفتم: پس چرا راضي شدي من براي آن همه دلتنگي، اينگونه زار بگريم؟
گفت: عزيزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره اي است که قبل از آنکه فرود آيد عروج مي کند، اشکهايت به من رسيد و من يکي يکي بر زنگارهاي روحت ريختم تا باز هم از جنس نور باشي و از حوالي آسمان، چرا که تنهااينگونه مي شود تا هميشه شاد بود.
گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگي بود که بر سر راهم گذاشته بودي؟
گفت: بارها صدايت کردم، آرام گفتم از اين راه نرو که به جايي نمي رسي، تو هرگز گوش نکردي و آن سنگ بزرگ فرياد بلند من بود که عزيزتر از هر چه هست، از اين راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهي رسيد.
گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتي؟
گفت: روزيت دادم تا صدايم کني، چيزي نگفتي، پناهت دادم تا صدايم کني، چيزي نگفتي، بارها گل برايت فرستادم، کلامي نگفتي، مي خواستم برايم بگويي آخر تو بندهء من بودي چاره اي نبود جز نزول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي.
گفتم: پس چرا همان بار اول که صدايت کردم درد را از دلم نراندي؟
گفت: اول بار که گفتي "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حيفم آمد بار دگر خداي تو را نشنوم، تو باز گفتي خدا و من مشتاق تر براي شنيدن خدايي ديگر، اگر تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار مي کردي همان بار اول شفايت مي دادم.
گفتم: مهربانترين خدا ! دوست دارمت ...
گفت: عزيز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... 
عکس عاشقانه
زیر باران قدم زدم
صدای پای من،
با صدای چکه های باران 
یکی می شد . 
من هم با باران یکی شدم.
باریدم. 
باران بارید 
و من با ابر یکی شدم 
گریستم . 
برای خودم .
برای تو .
برای پرنده کوچکی که باران لانه اش را از او گرفت ..
برای مظلومیت همه آنهایی که خیس بودند ...
زیر باران قدم زدم . 
از خود می پرسیدم :
من و باران که با هم رفیقیم ؟!
پس از چه روست که من امشب دلگیرم ؟ 
باران صدای قدم هایم را می شست و می برد . 
و من در صدایی جدید پیچیده شدم 
صدا را نمی شناختم ؟ 
این جا کجاست ؟ 
حتی باران نیز دیگر با من سر رفاقت ندارد . 
به صدای قدم های باران گوش می کنم 
تنها 
از این طریق است که می توانم راه بازگشت را بیایم.
عکس متحرک عاشقانه
به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ،
اگر نگاه انداختند عاشق نشوند
اگر عاشق شدند وابسته نشوند
اگر وابسته شدند مجنون نشوند
و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند .
اينك كه پا به اين راه دشوار گذاشته ايد ،
با صداقت عشق را ابراز كنيد ،
تنها عاشق يك دل باشيد ،
تنها به يك نفر دل ببنديد ،
و با يكرنگي و يكدلي زندگي كنيد.
به عشق خود وفادارباشيد ،
تا پايان راه با عشق باشيد ،
و از ته دل عشق را دوست داشته باشيد .
عکس متحرک
خیلی ها میگن دوری و دوستی ،
 ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی
دوری و نیستی !
عکس عاشقانه متحرک
هر چه این احساس را در انزوا پنهان کند
می تواند از خودش تا کی مرا پنهان کند؟
عشق، قابیل است؛ قابیلی که سرگردان هنوز
کشته خود را نمی داند کجا پنهان کند!
در خودش، من را فرو خورده ست، می خواهد چه قدر
ماه را بیهوده پشت ابرها پنهان کند؟!
هرچه فریاد است از چشمان او خواهم شنید!
هر چه را او سعی دارد بی صدا پنهان کند...
آه!، مردی که دلش از سینه اش بیرون زده ست
حرف هایش را، نگاهش را، چرا پنهان کند؟!!
خسته هرگز نیستم، بگذار بعد از سال ها
باز من پیدا شوم، باز او مرا پنهان کند..."
عکس متحرک
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن
به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد
نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم
گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد !
عکس عاشقانه
اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند...
بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز
محرم  
ما گرفتار بلای زینبیم
ما حسینی از عطای زینبیم
تا خدا بر ما عنایت می کند
ماگدای هر گدای زینبیم
بر گل نرگس قسم در روضه ها
سائل مهرو وفای زینبیم
ما برای دین به سینه می زنیم
شیعیانِ درسهای زینبیم
سینه عریان حسین بی کفن
رخ کبودان عزای زینبیم
آخر مجلس به وقت شور عشق
سوی مقتل در قفای زینبیم
ما به وادی محبت ازازل
کربلایی،از دعای زینبیم
وقت دیدار اجل بعد از حسین
چشم،در راه لقای زینبیم
در جزا گر مادرش رخصت دهد
دست بر سینه به پای زینبیم
عکس متحرک عاشقانه
 انتـــــظار ...
شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه .
اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !
تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!
تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛ غصه ، نا امیدی ، شکنجه روحی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگی ، بی خبری و دلواپسی و .... !
برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد
و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد
تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!
اما تمام اینا در مقابل اون لحظه ای که  اتنــــــظار به پایان می رسه و نتیجه ی منتظــــــر موندن های روز و شبت رو می بینی  ، هیـــــــــــچه.
مگه نه دوستان ؟؟؟؟   
  متحرک عاشقانه
                                            زندگی...
 زندگی یک ارزوی دور نیست
                   زندگی یک جست و جوی کور نیست
          زیستن در پیله ی پروانه چیست
                                            زندگی کن زندگی افسانه نیست.
                   گوش کن...!!
                            دریا صدایت میزند!
                                   هر چه نا پیدا صدایت می زند!
                                جنگل خاموش میداند تورا.
                  با صدایی سبز می خواند تورا.
                               آتشی در جان توست.
                                          قمری تنها پی دستان توست.
                                                     پیله ی پروانه از دنیا جداست.
                                          زندگی یک مقصد بی انتهاست.
                                 هیچ جایی انتهای راه نیست!
                                                  این تمامش ماجرای زندگیست...!!!
عاشقانه متحرک
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم

تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…
چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…
عکس متحرک عاشقانه
دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم دست رفاقت نميدم

امشب از اون شباست که من دوباره دیوونه بشم

توو مستی و بی خبری اسیره می خونه بشم

امشب از اون شباست که من دلم می خواد داد بزنم

توو شهره این غریبه ها دردم و فریاد بزنم

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم

از این همه در به دری توو قلب من قیامته

چه فایده داره زندگی این انتهای طاقته

از این همه در به دری دلم رسیده جون من

به داد من نمیرسه خدای آسمون من

دلم گرفت از آسمون هم از زمین هم از زمون

تو زندگیم چقدر غمه دلم گرفته از همه

ای روزگار لعنتی تلخه بهت هر چی بگم

من به زمین و آسمون دست رفاقت نمیدم

دست رفاقت نمیدم دست رفاقت نمیدم

 هرگز صبر و بردباری را از دست ندهید
زیرا این آخرین کلیدی است که در را می گشاید
عکس کودکان
 
عکس عاشقانه
عکس کودکان
من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
 
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
 
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
 
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه
     

 

 

 

 

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 15:17 ] [ محمود ]

[ ]

 

 

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب

[ سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 ] [ 12:43 ] [ محمود ]

[ ]

 
 
شاید یه کسی شبا برای اینکه خواب تو رو ببینه
به خدا اتماس میکنه
شاید یه کسی به محض دیدن تو دستاش یخ میکنه و تپش قلبش
مرتب بیشتر میشه!!!
مطمن باش یه کسی شبا ب خاطر تو
تو دریای از اشک میخوابه
ولی تو اونو نمیبینی....!
 
 
گاهی دلم می خواهد وقتی بغض می کنم

خدا از آسمان بیاید اشکهایم را پاک کند

دستانم را بگیرد

و آرام بگوید

اینجا آدمها اذیتت می کنند ؟؟!!بیابرویم ..
 
 
 
..
 
 
 
 
 
کاش من گاهی مرد بودم
میشد تنهایی ام را به خیابان بیاورم
سیگاری دود کنم و نگران نگاه های مردم نباشم
کاش من گاهی مرد بودم
میشد شادی ام را … به کوچه ها بریزم … با صدای بلند بخندم و هیچ ماشینی … برای سوار کردنم …
ترمز نکند …
 
 
اِنـصـــآفــــــــــــــ نـیـستــــــ

کــه دُنـیــــــــــــآ آنـقـَـدر کـوچَـکـــــ بـآشـَــد

کــه آدَمـ هــآی تـکـــــــــــرآری رآ روزی صـَـد بــآر بــِبـیـنــی

و آنـقـَـدر بـُزرگــــــ بــآشَــد

کــه نـَتـَـوآنـی آن کَـسـی رآ کـه دلـَتــــــــــــــ مـیـخواهــَـد،

حـَـتــی یـِکــــ بــآر بـبــیـنــــی
 
 
سَرم دَرد میکُند بَرآی دَردسَر!

و تو میدآنـے آنقــَـدر دوستَت دآرَم

که حَتی اگر سَرم به سَنگ بخورَد..

یا سَنگ به سَرَم !!

از این دوستَت دآرَم دَست بَر نَخواهم دآشت...!
 
 
 
فکـــــر تنـــــ ـــــم را ;
از ذهنـــــت بیـــ ــرون کـــــن ...!
تنهـــــا لحظــــــ ـــه ای !!!
حالـــــادوبــ ـــاره بگـــــو ...
بـــ ـــاز هــــــــم دوستــــــ♥ــــم داری ..........؟!!!
 
 
دوریـــ ـــم و دوســــــت نیستیــــــم !
ضرب المــــــثل هـــ ـــا هــــــم ,
اشتبـــ ـــاه می کننــــــد ...!
نزدیکــــــــــــــــــــتر بیــــــا ♥♥♥.............!
 

ﯾــــــﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷــــــﻪ ...

ﻣﻮﻧﺪﻧــــــﻲ ﺑـــﺎ " ﻟﮕــــــﺪﻡ " ﻧﻤﻴــــــﺮﻩ ...

ﺭﻓﺘﻨــــــﯽ ﻫـــﻢ ﺑـــﺎ " ﺧﻮﺍﻫــــــﺶ " ﻧــــﻤﯽ ﻣﻮﻧــــــﻪ ........!
 
ببند در آن دلت را … که به روی همه باز است
یخ کردم …
 
 
 
 
 
 
زن رو باید بغل کرد و بی دلیل بوسش کرد


حتی وقتی آرایش نداره

موهای دست و پاش یه کم درومده


دو روز وخ نکرده ابروهاشو برداره


موهاشو برات براشینگ نکرده


پیژامه تو رو پوشیده

و خودشو گوله کرده تو تخت


تو جای خالی تو که هنوز گرمای تنتو داره


که سرشو فرو کرده تو بالشت


که بوی تنتو -نه ادکلنت- بوی تنتو با لذت


با هر نفسش بکشه توی ریه هاش


زن رو باید بغل کرد و تو بغل نگه داشت


و با همه شلختگی ظاهریش عاشقونه بوسش کرد


تا احساس امنیت کنه


که مردش همه جوره دوسش داره
 
 
 
 
 
 
      عجـــــــــایب هشت گانہ اَند...


           آغــــــــوشِ "تـــــــــو"

           هیچ بُعـــــــدی ندارد ..


           واردش کــــــــــہ شوی ،


           زمــــــان بی معنــــــــا میشـود...


          بی آنکـہ نفـــــس بکشی روحـــــــــــَت تآزه می شود ..
 
 
 
 



 
قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.
رفته و چقدر زود از یاد برده که
نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست
که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست
و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و
صبوری کند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه  می انداخت را فراموش کند.
و فراموش کند که روزی کسی بود
که برایش زندگی بود.
 
 
 


نگاهت که می کنم
چیزی مرا از " نداشـتـن " ها جدا می کند
با تـــو که می خـندم
قفل های این روزها باز می شوند
در تـــو كه می میرم
جاودانگی ، ترانه ی مرغان خوشخوان روزگارم می شود

چه خوش اتفاقی ست
بــا تـــو بــودن
عاشقانه که صدایم می کنی
نامم دل انگیــزترین آوای دنیــا را به خود می گیرد
...
 
 
 
 


 
هر گاه که یادت در آغوش لحظه هایم به رقص در می آید
قلبم با لهجه ی شیرین سکوت ، فقط تو را می خواند

تو را می خواهم با تمام قلب و روحم
تو را که از من با من مهربانتری
تو را که در چارچوب نگاهت مهربانی قاب شده است
و با هر لبخندت ، هزاران پروانه ی شوق در دلم به پرواز در می آیند
...

[ یکشنبه هفدهم فروردین 1393 ] [ 17:20 ] [ محمود ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه